کارشناس مسائل اقتصادی گفت: با تکیه بر اقتصاد داخلی می توان مشکلات کشور را تا حدودی حل کرد چراکه بسیاری از مشکلات اقتصادی ریشه داخلی دارند و این کار نیازمند سیاستگذاری و برنامه‌ریزی بلند مدت است.

مسعود سعادت مهر در گفت وگو با خبرنگار سفیر افلاک اظهار داشت: با تکیه بر اقتصاد داخلی می توان مشکلات کشور را تا حدودی حل کرد چراکه بسیاری از مشکلات اقتصادی ریشه داخلی دارند اما برخی از مشکلات نیز در ارتباط با دنیای خارج  است که سیاستگذاران باید از حداکثر ظرفیت داخلی استفاده  کرده و سعی در ارتباط منطقی با دنیای خارج نیز داشته باشند.

وی افزود: این که گفته می شود برای حل مشکلات باید به درون توجه کرد مبنی بر سیاست های دولت در چند سال گذشته بوده که تنها به خارج نگاه داشته است و حل همه مسائل را در سیاست خارجی جستجو کرده است. به عبارتی دولت در چند سال گذشته همه تخم مرغ ها را در سبد برجام گذاشت که نهایتا این سبد شکسته و اقتصاد با مشکل مواجه شد.

 کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به اینکه استفاده از ظرفیت داخلی یک شبه ایجاد نمی شود عنوان کرد: اینکه روحانی اظهار می‌کند که من بلد نیستم ریشه در سیاستگذاریهای دولت حداقل در این دوره دارد و دولت در سیاست های کلان خود برای حل مشکلات کشور در طول این شش سال از ظرفیت داخلی استفاده نکرده است از این رو در حال حاضر نمی تواند یکباره مسائل کشور را با تکیه بر توان داخل حل کند و این کار نیازمند برنامه ریزی بلند مدت داشته که دولت از آن غافل بوده است.

وی بیان کرد: ما با بسیاری از کشورها رابطه خوبی داشته و داریم که البته نگاه راهبردی به شرق به جای توجه به غرب در بلند مدت می تواند در سیاست خارجی ایران بسیار موثر باشد. چین و روسیه دو کشور بوده که روابط خوبی با ما داشته و دارند و در مسائل مختلف سیاسی و اقتصادی با ایران هم فکر بوده و مبادلات اقتصادی زیادی نیز با این کشورها وجود دارد.

سعادت مهر تصریح کرد: هم اکنون مبادلات اقتصادی ما با کشور عراق به گواه اتاق بازرگانی ایران چیزی حدود ۱۴ میلیارد دلار است که تقریبا این رقم بیش از ۲۰ برابر مبادلات ما با اتحادیه اروپا بوده که تقریبا یک سوم درآمدهای نفتی ماست از این رو در سیاست خارجی ارتباطات با کشورهای همسایه و نزدیک مانند عراق، سوریه، ترکیه، لبنان، پاکستان و بعضی از کشورهای عربی می تواند در پیشبرد اهداف اقتصادی و سیاسی ایران بسیار موثر باشد.

 وی با بیان اینکه وجود تحریم های اقتصادی آمریکا محدودیت هایی را برای اقتصاد ایران ایجاد کرده است گفت: این موضوع با راهکارهای دور زدن تحریم ها و مبادلات دوجانبه با پول همان کشورها و خیلی راه های دیگر که در دولت های قبلی انجام شده می تواند تعدیل شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور خرم‌آباد اظهارداشت: در دولت دهم اوج تحریم های آمریکا، اروپا و سازمان ملل بود اما وضعیت اقتصاد ما بسیار بهتر از وضعیت فعلی بود و میزان رضایت مردم به ویژه اقشار متوسط و فقیر بسیار  بالاتر از وضعیت کنونی بود البته این به معنی تایید کامل دولت نهم و دهم نیست بلکه آن دولت نیز در بسیاری از مسائل اقتصاد داخلی و خارجی مورد انتقاد است اما در مورد مدیریت اقتصاد در اوج تحریم می تواند به عنوان یک شاهد مورد رجوع قرار گیرد.

وی با اشاره به اینکه نگاه به داخل نیازمند سیاستگذاری و برنامه ریزی بلند مدت است افزود: یکی از اشتباهاتی که دولت یازدهم مرتکب شد پایین نگه داشتن نرخ ارز به طور مصنوعی در طول ۴ سال بود به عبارت دیگر دولت نرخ ارز را به طور مصنوعی پایین نگاه داشت و آن را همانند یک فنر فشرده کرد اما فشرده کردن نرخ ارز تا یک جایی می تواند قابل کنترل باشد و وقتی این فنر به هر دلیلی رها شد دیگر قابل کنترل نیست به طوری که نرخ ارز به یکباره از ۳۸۰۰ به ۱۸۰۰۰ تومان در طول دو تا سه ماه افزایش یافت و تورم افسار گسیخته ای را بر اقتصاد حاکم کرد که ریشه بسیاری از مشکلات اقتصادی فعلی شد.

 سعادت مهر عنوان کرد: دولت می توانست سالانه نرخ ارز را با توجه به نرخ تورم تعدیل کرده و از فشرده کردن آن خودداری کند به عبارت دیگر یک سیاست یکنواخت و مداوم در مورد نرخ ارز راهکار مناسبی است اما چرا دولت این کار را نکرد؟ در این  رابطه فرضیات زیادی را می توان بیان کرد. دولت نگاه به خارج داشت و تصور این بود که با برجام مشکلات حل می شود و نیازی به سیاست های دیگر نیست بنابراین توافق برجام حاصل شد و دولت با خیال راحت نرخ ارز را پایین نگاه داشت اما با خروج آمریکا از توافق چون نگاه تنها به خارج بود همه چیز به هم ریخت و معادلات دولت به هم خورد.

وی بیان کرد: فرضیه دیگر در این رابطه این است که دولتها در چهار سال اول سعی می کنند سیاست های عوام فریبانه بکار بگیرند تا بتوانند انتخابات دور بعدی را پیروز شوند از این رو سعی در پایین نگاه داشتن مصنوعی نرخ ارز به عنوان یک دفاع از عملکرد دولت داشت.

سعادت مهر تحلیلی که در مورد نرخ ارز شد در مورد بنزین نیز صادق دانست وگفت: بنزین یک کالای استراتژیک برای مردم است و اثر روانی اقتصادی روی جامعه داردو ممکن است.قیمت بنزین به طور مستقیم اثر اندکی روی تورم داشته باشد اما این کالا بعد روانی دارد و اثر روانی آن روی تورم انتظاری بسیار بالا بوده و زندگی مردم را تحت تاثیر قرار می دهد.

کارشناس مسائل اقتصادی تصریح کرد: مدیریت قیمت بنزین یک سیاست یکنواخت افزایش قیمت سالانه با شیب ملایم نیاز دارد. به عبارت دیگر باید به گونه ای  قیمت بنزین را سیاستگذاری کرد که اثر روانی از آن حذف شود و باید با سیاستگذاری مناسب بنزین را به یک کالای عادی برای جامعه تبدیل کرد اما اشتباه دولت این بود که شش سال قیمت بنزین را ثابت نگه داشت و یک شبه قیمت آن را سه برابر  یعنی ۳۰۰ درصد افزایش داد که با هیچ منطق اقتصادی سازگار نیست.

وی اظهارداشت: این کار شوک روانی به جامعه تحمیل شد و اثرات و تبعات منفی آن را همگان دیدند. در این سیاست دولت اصلا به اثر روانی بنزین توجه نداشت و آن را در سیاستگذاری خود لحاظ نکرده و بجای این سیاست غلط باید از همان سال اول دولت، قیمت بنزین را همانند سایر کالاها و حقوق و دستمزد کارکنان متناسب با تورم (مثلا ۲۰ درصد) افزایش می داد در این صورت برای مردم بنزین به یک کالای عادی همانند سایر کالاها تبدیل می شد و اثر روانی آن از بین می رفت.

عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور خرم‌آباد اشتباه دیگر این دولت و دولت قبل از آن را در سهمیه بندی بنزین دانست و افزود: سهمیه بندی زمینه رانت و فساد را فراهم می کند. بنابراین هم اکنون دولت می تواند در سیاست خود تجدید نظر کند و یک قیمت واحد مثلا ۱۵۰۰ تومان برای بنزین به صورت آزاد برای همه بدون وجود هیچ سهمیه ای در نظر بگیرد و این قیمت را سالانه متناسب با تورم افزایش دهد ونیازی به کمک معیشتی به مردم هم نیست و جامعه بسیار از این تصمیم احساس رضایت خواهد داشت.

وی اصلاح نظام بانکی را از دیگر عوامل حل مسائل اقتصادی با نگاه به داخل دانست و گفت: نظام بانکی از بانکداری مبتنی بر بهره باید به سمت بانکداری مبتنی بر سود حرکت کند. بانکداری مبتنی بر سود، محرک تولید و رشد اقتصادی است ممکن است گفته شود که بانکداری مبتنی بر سود عملیاتی نیست ولی دولت می تواند به عنوان پایلوت در هر استان یک بانک مبتنی بر سود ایجاد کند تا کارکرد آن برای سیاستگذارن مشخص شود و به تدریج با شناخت مردم از این نوع بانکداری زمینه توسعه آن فراهم شود.

سعادت مهر عنوان کرد:دولت می تواند همزمان هر دو سیستم بانکداری را در کشور داشته باشد البته اذعان می شود که بانکداری فعلی بانکداری مبتنی بر سود است اما باید گفت که این بانکداری صوری بوده و در عمل همان بانکداری ربوی است به طوری که در بسیاری از کشورهای اروپایی هر دونوع سیستم بانکداری وجود دارد.

وی بیان کرد :موارد زیاد دیگری مانند مبارزه با قاچاق کالا و ارز، اصلاح سیستم تعرفه، اصلاح نظام مالیاتی و … وجود دارد که این اقدامات و مواردی از این دست همان بحث تکیه بر ظرفیت های داخلی و نگاه به درون است که می تواند بسیاری از مشکلات اقتصاد را حل و فصل کند.

کارشناس مسائل اقتصادی تصریح کرد: آنچه به نظر می رسد دولت فعلی همه انرژی خود را روی برجام و سیاست خارجی گذاشت که در یک مقطع کوتاهی هم مفید بود اما پس از آن با خروج آمریکا از برجام، عملا دست دولت از سیاستگذاری خالی شد. بنابراین احساس می‌کنم که دولت فعلی نه انگیزه و نه انرژی لازم را برای شروع یک سیاست جدید آن هم با رویکرد توان داخلی دارد.

وی اظهارداشت: بعید به نظر می رسد که این دولت با این افراد (به جز رئیس بانک مرکزی ) بتواند از صفر شروع و سیاستگذاری کلان و هدفمند طراحی کند بنابراین دولت در حال حاضر به صورت کج دار و مریض در حال گذراندن امور است و لحظه شماری برای اتمام دولت می‌کند و برنامه ریزی و سیاستگذاری کلان با رویکرد نگاه به داخل در کنار تغییر رویکرد در سیاست خارجی نیازمند یک دولت جدید و پرانرژی است.

انتهای پیام/